نوشته شده در ساعت :17:18| جمعه 29 فروردين 1393برچسب:,|
به قلم : reyhane ™
نمی دانم از کجا شروع شد؟
نمی دانم کی امدی؟
چه وقت رفتی؟
اتشی به پا کردی که هنوز می سوزد,عشقی که هیزمش تنهائیست…
هر شب خیمه خاطراتم را اتش می زند,شعله می کشد بر گونه هایم
تو تمام نمی شوی,همیشه در قلب من زنده ای “نفسم”

نوشته شده در ساعت :9:21| پنج شنبه 28 فروردين 1393برچسب:,|
به قلم : reyhane ™
دلم میگیرد وقتی مینویسم و نمیخوانی

نوشته شده در ساعت :7:33| سه شنبه 26 فروردين 1393برچسب:,|
به قلم : reyhane ™
گاهی سخت می شود …
دوستش داری و نمی داند
دوستش داری و نمی خواهد
دوستش داری و نمی آید
دوستش داری و سهم تو از بودنش
فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت
دوستش داری و سهم تو
از این همه ، تنهایی است

نوشته شده در ساعت :7:17| سه شنبه 26 فروردين 1393برچسب:,|
به قلم : reyhane ™
هر شب …
به خودم قول می دهم که
فراموشـت کنم !
وقتی عکست را می بینم
تو را که نه …
قولم را فراموش می کنم… !
نوشته شده در ساعت :7:6| سه شنبه 26 فروردين 1393برچسب:,|
به قلم : reyhane ™
رهایم کردی و رهایت نکردم!
گفتم حرف ِ دل یکیست
هفتصدمین پادشاه را هم اگر به خواب ببینی،
کنار ِ کوچهیِ بغض و بیداری
منتظرت خواهم ماند!

چشمهایم را بر پوزخند ِ این آن بستم
و چهرهیِ تو را دیدم!
گوشهایم را بر زخم زبان این آن بستم
و صدای تو را شنیدم!
دلم روشن بود که یک روز،
از زوایای گریه هایم ظهور می کنی!
حالا هم،
از دیدن ِ این دو سه موی سفید در آینه تعجب نمی کنم!
فقط کمی نگران می شوم
می ترسم روزی در آینه،
تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند
و تو از غربت ِ بغض و بوسه برنگشته باشی!
تنها از همین می ترسم.
نوشته شده در ساعت :11:40| دو شنبه 25 فروردين 1393برچسب:,|
به قلم : reyhane ™
چه فرقی میکند چه کسی عاشق تر است؟
مسئله این است که آخر این بازی
تو سهم من نیستی …

نوشته شده در ساعت :11:19| دو شنبه 25 فروردين 1393برچسب:,|
به قلم : reyhane ™
از “نبودنت” دلگیر نیستم…
از اینکه روزگاری “بودی”، دلگیرم

نوشته شده در ساعت :11:6| دو شنبه 25 فروردين 1393برچسب:,|
به قلم : reyhane ™
شاید به هم باز رسیم …
روزی که من به سانِ دریایی خشکیدم …
و تو چون قایقی فرسوده بر خاک ماندی …
نوشته شده در ساعت :8:11| دو شنبه 25 فروردين 1393برچسب:,|
به قلم : reyhane ™
به سلامتي دختري که دورش پر پسره اما دلش گير يه نفره.....
به سلامتي دختري که خيلي کسا مي خوان باهاش باشن اما اون يه نفر رو مي خواد.....
به سلامتي دختري که تمام زندگيشي.... اما اون يه ذره از زندگي تو هم نيست....!

نوشته شده در ساعت :8:7| دو شنبه 25 فروردين 1393برچسب:,|
به قلم : reyhane ™
چه قدر باید بگذرد تا آدمی،
بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟
و چه قدر باید بگذرد تا بتوان ،
دیگر او را دوست نداشت؟
من او را دوست داشتم ...